ماهی‌نامه

پشت دیوار


دیوار اتاقمان را خراب کرده اند و پنجره را جا به جا کرده اند تا نما اجرا شود ، بلوک های بتنی را با ملات بد رنگ و کثیف جای پنجره گذاشته اند و سنگ کارها پشت دیوار مشغول اجرای نما هستند ، دعوا می کنند آواز می خوانند  درد و دل می کنند صدایشان بین بلوک ها می پبچد و نامفهوم به گوشم  می رسد زبانشان را بلد نیستم نمی دانم مال کجای این سرزمین پهناورند دلم می گیرد که چه تعداد زبان داریم و من هیچ کدام را نمی دانم چه فایده دارد که ایرانی باشی اما درد دل هم وطنت را نفهمی آوازهایشان را بشنوی اما ندانی از چه می خوانند از عشق آیا یا از دلتنگی  برای شهرشان یا برای غمِ مادرشان، دوست داشتم حرف تمام هموطنانم را می فهمیدم چه قدر زبان هست برای یاد گرفتن .

 

 

   + ماهی ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()