ماهی‌نامه

می نویسم

 
   وقتی خیلی بچه بودم  دوستی خیالی داشتم که همیشه تو کمد رختخواب ها بود مادرم رختخواب ها را طوری می چید که یک گوشه  کمد خالی می ماند ، دوست من آنجا زندگی می کرد  نیمه شب ها که بیدار می شدم و جلوی آکواریوم می نشستم وبا چسب های اضافی لبه ی آکواریوم بازی می کردم دوستم کنارم می نشست و باهم حرف میزدم هیچ وقت صورتش را ندیدم چون همیشه در تاریکی  با هم دیدار می کردیم بعدها که آکواریوم نشتی کرد و هیچ کس دلیلش را نفهمید دوست من هم بین رختخواب ها گم شد .
 دوستی های دنیای مجازی هم برای من یادآور خاطره شیرین دوست خیالی دوران کودکی ام است چند سالی که بیرون از ایران بودم زمانی که به کافی نت خوابگاه دانشجویان هندی می رفتم ، از بوی ادویه ها و عطرهایشان بیشترین احساس دوری از ایران و تنهایی را داشتم ،همین دوستان مجازی با نوشته هایشان به داد دلم می رسیدند ، خواندنشان و نوشتن برای آنها باعث می شد چند ساعتی دلتنگی و تنهایی مطلقم را فراموش کنم و خودم را در جمع دوستانم حس کنم . این حس هنوز هم بهترین راه برای فرار از دلتنگی وتنهایی ست  برای همین است که با همه ی کم و کاستی هایم در نوشتن باز هم می نویسم، زنده نگه داشتن دوستی های خیالی لذت بخش ترین کار است در این روزگار سخت .
 

   + ماهی ; ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()