ماهی‌نامه

...

 

و یک روز فهمیدیم «عزیزم»

 

نام کوچک هیچ‌کداممان نیست

 

و شام خوردن زیر نور شمع

 

چشم‌هایمان را کم‌سو می‌کند

 

 سقف

 

بهانۀ مشترکی بود

 

که باید از هم می‌گرفتیم

 

و تاریکیِ موّاج خانه را، به عدالت

 

به دو نیم می‌کردیم؛

 

نیمی

 

با ماهیانِ قرمزِ مصنوعی

 

نیمی

 

با سنگریزه‌ها و صدف‌ها

 

و موج‌های کوچکِ مصنوعی

 

 ما

 

دو حبابِ کنارِ هم بودیم

 

که می‌ترسیدیم هنگامِ یکی شدن

 

نفهمیم

 

کداممان نابود شده‌ست.

 

لیلا کردبچه

   + ماهی ; ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٩ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()