ماهی‌نامه

 

 

نمی دانستی چقدر دوستت دارم
گور پدر تمام لحظاتی که
نمی دانستی چقدر خوب است که من خوبم

حالا آمده ای چه کنی؟
اینجا دیوانه خانه است آقا
تابلوی پشت در را ندیدی!؟

اینجا من شما را از یاد برده ام
و مچاله شده ام در خودم
گم شده ام در تمام چیزهایی که قرار بود داشته باشمشان
و ندارمشان
گم شده ام در بازوان کسی
شعر می خوانم

گم شده ام بر تپه ای دور
دور تر از تن ِ بی عشق ِ تو
آواز می خوانم
...

من رفته ام
و تصویر بیرونی ام
دختری مچاله شده بر تخت یا صندلی ست
که هنوز
به تو لبخند می زند
تا هنوز
خیال کنی بهترین مرد دنیایی


"مهدیه لطیفی"


 

   + ماهی ; ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()