ماهی‌نامه

بهتر از برگ درخت

غمگین و پراز غصه بودم اتفاقی دوستی از دوران دانشجویی را روی خط دیدم و بی‌مقدمه شروع به صحبت کردیم از حال و احوالم پرسید و من بی‌امان غر‌زدم و گله و شکایت کردم، با‌ خونسردی گفت می‌دانم ، دردهایت را می‌شناسم، وقتی پرسیدم جوابی نداد شروع به صحبت کرد از خاطرات گفتیم از روزهای خوب از سختی‌ها و شادی‌ها و من نفهمیدم چه‌شد که حالم خوب شد میان حرف‌هایش گفت فلانی خوب شدی؟ گفتم، بله، خوبِ‌ خوب و خداحافظی کردیم، چنین دوستانی دارم، خداوند نصیبتان کند.

   + ماهی ; ۱:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()