ماهی‌نامه

آی آدمها

شاکی ام از این همه مردمی که سر چهار راه چیز می فروشند یا گدایی می کنند ،از هر چهار راه بابغض رد می شوم  و اگر  زمان چراغ  قرمز طولانی باشد  از آینه ماشین تا آخر صف ماشینها تعقیبشان می کنم ، بچه های خیلی کوچیک ،مرد های پیر و مریض ،زن های بچه بغل تعدادشان خیلی زیاد است  انگار سرمای زمستان بی حسشان کرده ، انگار عادت دارند که کسی ازشان چیزی نخرد ، دردی ست که درمانی ندارد . بغضی ست که ترکیدنش کاری از پیش نمی برد.

   + ماهی ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()