ماهی‌نامه

شعر

همیشه خوابِ سفر می‌‌بینم
به دور ها
به سرزمینی آنسویِ مرزِ بودنِ پر غوغایِ آدم ها
همیشه خوابِ جاده می‌‌بینم
خوابِ رفتن
خوابِ غروب‌هایِ غمگینِ مه‌ آلود
همیشه خواب دست‌هایِ در هم می‌‌بینم
خوابِ دل‌ دادن
دل سپردن به رویایِ ماندن
و عجیب تر که هیچ عاشقانه ای
... هیچ عاشقانه‌ ای
آرامم نمی‌‌کند
هیچ چیزی آرامم نمی‌‌کند
جز تنی که به تنهایی داده ام
هیچ چیز ... جز تنی ...
که به تنهایی‌ ... به تنهایی‌‌هایم ... داده ام
نیکی‌ فیروزکوهی

 

   + ماهی ; ٩:٢٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()