ماهی‌نامه

مسافر شیرینِ من

روسری سبز و گوشواره صورتی باهم خوب می شن ؟ اگه قرار باشه قبل از نشستن پرواز یه کم بخوابیم پتو هم لازم داریم ، شام رو از کجا بگیریم ؟؟اصلا بگیریم یا یه لقمه نون و پنیر بردارم .همیشه به من می گفت چرا یه ماتیک تو کیفت نداری یادم باشه امروز یه ماتیک بردارم .  این ها افکار خواب و بیداری دم صبح  یه روز متفاوته روزی که منتظر یه مسافرم ، مسافری که دوستمِ نه دوست نیست خواهرمِ نه خواهر هم نیست نمی دونم کیه کسی که یازده سالِ که می شناسمش و همیشه راز دلم رو بهش گفتم از این یازده سال فقط سه سال  رو کنارهم بودیم سه سال تو اوج درس و کنکور و دانشگاه اما انگار  اون سه سال باهم گره خوردیم ، تلفن های شبانه و خنده های از ته دل و گریه های بی دلیل رو کنار هم تجربه کردیم و رازهایی رو به هم گفتیم که جرات تکرارش رو حتی با خودمون هم نداریم .

من خوشبختم که همچین دوست هایی دارم و خوشبختم که امروز به استقبال دوستم میرم.

   + ماهی ; ٩:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱
comment نظرات ()