ماهی‌نامه

Don’t think about tomorrow

شهر تعطیل شده خیابونا خلوت و سوت و کوره . حس خوبی دارم که تو خیابونای خلوت رانندگی می کنم اگه این پلیس های گشت هم نبودن می شد خیلی تند تر رانندگی کرد  ، پسر بچه ی دورن وجودم دست دختر بچه درونم رو گرفته و دو تاشون دارن از خوشحالی جیغ می کشن هر دوشون می گن تندتر تندتر ، تندتر برو ، پسره می گه آفرین!! برو، چه کیفی داره اما دختره چشماشو بسته و از هیجان جیغ میکشه می گه یکم یواش تر ، نمی دونم به حرف کدومشون گوش بدم صدای موسیقی رو بلند می کنم

Don’t think about tomorrow ""

همه تو ماشین دارن جیغ می زنن . این خیابونا این وقت روز تا حالا اینقدر خلوت نبودن واقعا کیف میده که حسابی گاز بدی و بری .

   + ماهی ; ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات ()