ماهی‌نامه

عنوان ؟؟

 

نمی‌دانم کسانی که دست به خودکشی می زنند چه فکرهایی در ذهنشان مرور می‌کنند می‌دانم عمل منفوری‌ست اما فکر می‌کنم در زندگی خیلی‌ها لحظه‌هایی هست که چند ثانیه یا شاید هم بیشتر این فکر از ذهنشان می‌گذرد، در نوجوانی گاهی به این موضوع فکر می‌کردم حتی گاهی صحنه‌های بعد از آن را مجسم می‌کردم ولی هیچ‌وقت جرات چنین کاری را نداشتم. این روزها دوباره این فکرهای عجیب به سراغم آمده اما نه به صورت عملی یا به قول مسئول اچ.اس.ای کارگاه "اجرایی". می‌دانم که هرکسی مسئول انتخاب‌های اشتباهش است و باید تاوان بدهد و اینکه زندگی بعضی وقت‌ها خیلی سخت می‌شود تقصیر هیچ‌کس نیست اما لحظه‌هایی که هیچ نقطه‌ی روشنی پیش‌رو نیست منِ‌ احمق درونم تلنگری این‌چنین می‌زند و تصور می‌کند که خودکشی شاید راهی باشد و آن منِ دیگربا ترس و دلهره به فکر راه فرار است و آن منِ دیگر که کمی عاقل‌تراست تدارک ساختن راه را می‌بیند همیشه در یک گروه یک نفر ازبقیه ناامیدتر است و آنکه امیدوارتر است دست دیگران را می‌گیرد و باهم از پل می‌گذرند. دست و پایم از این فکرها یخ زده و روحم درد می‌کند اما می‌دانم که راهی وجود دارد، راهی که با امید به روزهای روشن آغاز می‌شود و نمی‌دانم به کجا ختم می‌شود.

 

   + ماهی ; ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()