ماهی‌نامه

بهار در دفترفنی

صدای گنگ آواز پرنده‌ها از پشت دیوار به گوش می‌رسد، تا گوشهایم را تیز می‌کنم که بشنوم تلفن منشی زنگ می‌زند و صدایش گوش آسمان را کر می‌کند تلفن اگر نباشد فکسی می آید و می‌رود، دستگاه فکس صدایی شبیه بوق دنده عقب کامیون دارد.

بهار در پشت دیوار اتاقم جریان دارد، چشم‌هایم را می‌بندم آن طرف دیوار را مجسم می‌کنم آفتاب مهربان بهار همراه با آوای پرنده‌ها، می‌دانم که چنار نازک همسایه جوانه زده و در نسیم می‌رقصد، خنکای نسیم را حس می‌کنم،  چشم‌ها را که باز می‌کنم در این طرف دیوار هنوز زمستان است بخاری روشن است، هیچ نوری جزنورکشنده لامپ‌های کم. مصرف نیست و کامیون هم‌چنان دنده عقب می‌آید.

   + ماهی ; ٤:۳۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()