ماهی‌نامه

امروز با حافظ*

بعضی روزها ازصبح که بیدار می‌شوم قسمتی از یک آهنگ یا شعر در سرم زنگ می‌زند فکر می‌کنم خیلی‌ها این تجربه را دارند همکارم می‌گوید باید آن را به ‌دیگری بگویی تا از سرت برود، سال های اول دانشجویی و سر به هوایی گاهی شعری از حافظ در سرم می‌افتاد و تا شب هزار بار با خودم می‌خواندمش، یک بار هم که همان شعری که در سرم بود فالِ شب حافظ ام شد و خیلی دلپذیر بود امروز اما از صبح حافظ به من می‌گوید :

 چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی ست       آن به که کار خود به عنایت رها کنند

 

*عنوان از خیلی جاها، فاکتورهای خرید و فکرکنم روزنامه‌ی همشهری

   + ماهی ; ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()