تو اگه دلت دوست می‌خواد...خوب منو اهلی کن*

دنبال یک واحد آپارتمان می‌گردم، جهت زندگی؛ اما هیچ کدام از گزینه‌هایی که دیدم دلم را نبرد، مشاوران املاک  می‌گویند چون در این حرفه فعالیت داری، سخت می‌گیری. اما حتی وقتی چشم‌ها را روی کج و معوج بودن دیوارها و پرتی فضاها، کوتاه و بلند بودن پله‌ها و سازه‌ی بیرون زده از سقف می‌بندم باز هم نمی‌توانم تصمیم بگیرم بهانه  می‌گیرم؛ باید نقشه‌های سازه را ببینم نقشه‌های شهرداری را هم بیاور اگر تخلف داشته باشی کار سخت می‌شود، خانه‌ی نوساز خوب نیست دردسر دارد معلوم نیست همسایه چه‌کسی باشد چه سلیقه و رفتاری داشته باشد اگر کفش‌ها و آشغال‌ها را جلوی در آپارتمان بگذارد چه!؟ اما این‌ها همه بهانه‌ست! من فقط دنبال خانه‌ایی می‌گردم که این‌جا نباشد یه جای دور باشد دور از شهر و هیاهو دور از آلودگی هوا دورِ دور، جایی که بتوانم شب‌ها پنجره‌ها را باز کنم و سکوت را به خانه دعوت کنم بگویم بیا گپی بزنیم و چای بنوشیم و نفس‌های عمیقِ بی‌دغدغه بکشیم. جایی که بهارش پر از بوی زندگی باشد و زمستانش بتوان هوای سرد را به ریه‌ها دعوت کرد و فریاد زد؛ وای چه هوای سردی! این‌ها را که می‌گویم گویی پیرمردِ باغبان درونم را صدا می‌زنم، از خودم می‌ترسم.

چه شد که ما آدم گریز شدیم؟، چه شد که ما شهر گریز شدیم؟ می‌دانی گاهی فکر می‌کنم هر فصلِ سال که می‌گذرد چهار یا پنج سال از عمر و جوانی‌مان کم می‌شود ما رفته رفته در این شهر مستهلک می‌شویم، فرسوده می‌شویم و تمام می‌شویم آری ما  تمام می‌شویم و هیچ جایگزینی نیست، ذهن‌های خلاق و دل‌های پر از محبتِ ما سال تا سال یک جا نشستند و بی‌استفاده خاک می‌خورند. مثل ساعت قدیمی خانه‌ی مادربزرگ که هست ولی نیست!

رویا می‌بافم برای روزهای پیری و بازنشستگی برای خانه‌ی دل‌خواه و شغل دل‌خواه، اما آیا کسی که این هوا را هرروز تنفس می‌کند و این استرس بی‌پایان را هرلحظه به جان می‌خرد به سن پیری می‌رسد؟

همه‌ی این‌ها را گفتم که بگویم حاضرم دار و ندارم را بدهم و یک لحظه، فقط یک لحظه جای این آقای عکاس باشم. شما هم دوست داشتید؟

منبع عکس:نامعلوم

*از زبانِ روباه دوستِ شازده کوچولو

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندنیک

اگه چنین خونه ای رفتی زندگی کنی بعد گرگ میاد میخورتت

رها

امیدوارم خونه دلخواه پیدا کنی

الي

تمام دار و ندارم كه نه، ولي خيلي دوست داشتم يه گرگ دست آموز داشته باشم! و البته شايد يه روز يه گرگي پيدا بشه و بخواد دوست من باشه [عینک]

مرد آرام

گاهی باید همه چیو ول کنی و از این شهر لعنتی بزنی بیرون تا حتی اگه شده برا یه روز از دست این روزمرگی ها خلاص بشی..

مشق سکوت- رها

چه حس خوبی داره این عکس، خوش به حال عکاسش چقدر حسادت بر انگیزه

لینک‌زن

سلام این پست وبلاگ شما در "لینک زن" بازنشر داده شد باتشکر لینک زن http://linkzan.ir/archives/22097

یک لیلی

دارم فکر می کنم عکاس روباه رو اهلی کرده یا روباه عکاس رو؟ چقدر دوستن با هم.

chyz

1-اگه تهرانی برو دربند آپارتمان بگیر...هم ارزونه هم تو شهره هم ساکت و طبیعی. 2-راجع به بخش دوم که چی بگم...دس رو دلمون نذار. 3-همون1 4-اون روباه به چشم من تصویرِ گرافیکی میاد...من عاشق فیلمسازیِ حیات وحش بودم همیشه

فرزانه

سلام از آنجایی که همه گزینه ها به نظر غیر عملی می آیند عجالتاً طبیعت را فقط می شود در فضای مجازی تجربه کرد اونوقت برای عکاسی از طبیعت هم لازم نیست دار و ندار را داد[نیشخند]

پینه دوز

ماهی جونم خونه گرفتی؟! [ماچ]