دیوانه‌خانه

به معنای واقعی خون جلوی چشمهام رو گرفت وقتی خانم آرایشگر گفت برای ارائه خدمات در این قسمت باید کارت ملی خودت و کارت عروسی برادرت یا عکس عروسی خودت رو بیاری، یک لحظه به خودم اومدم و دیدم دارم داد می‌زنم که شما می‌گین من دروغ می‌گم؟  و اون با عزیزم گفتن‌های چندش‌آورش بهم گفت معلومه که خیلی خسته شدی سر کار و عصبانیت من رو دو چندان کرد، از نظرش توهین به شعور و شخصیت آدم‌ها و متهم کردن اون‌ها به دروغ‌گویی خیلی هم کار خوبی بود و مشتری‌ها رو مقصر می‌دونست. وقتی به خونه رسیدم دیدم رگ‌های ریز چشمهام عصبانیت من رو تاب نیاوردن و پاره شدن.

لینک‌زن

/ 4 نظر / 4 بازدید
یک لیلی

آرایشگاه؟ کارت ملی؟ [متفکر] گواهی عدم سو پیشینه و کارت پایان خدمت ازت نخواست احیانا ؟ متاسفم ماهی جان. متاسفم. بهش گفتی به همه ی آرایشگاه های همسایه اش می گی که اینا رو خواسته و به صنفشون هم اعتراض می کنی؟

درخت ابدي

مبارک باشه[لبخند] این مدلی‌شو دیگه نشنیده بودم! مگه باید گزارش رد کنن؟

رها

یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منیر

خانوم کتاب خونده ی کافه با سوادا وقتی میاد جلو برای تحقیر مشتری ؛ از آرایشگر چه انتظاری داری ؟ کلن دارلمجانین خوشکلی است وطن من .