روزهای آخر سی‌سالگی

من اناری می‌کنم دانه و در دلم هیچ آرزوی عبثی را بیهوده تکرار نمی‌کنم.

/ 10 نظر / 7 بازدید
بی نام

فانتزی نوجوانی من آب لمبو کردن انار بود. دوست داشتم. اون موقع ها ارزونتر هم بود انار آرزوها رو هم کاش میشد آب لمبو کرد و یه جا نوشید

نسیم

جوون [ماچ]

رها از چارچوب ها

پس اناری می کنی دانه؟ همسایه سایه بر ما بیفکن

درخت ابدی

یعنی هم‌زمان هم داری می‌شمری دیگه[لبخند]

منیر

انار اینجا گران است و اعتباری به مزه اش نیست حالا ویارانه ام را از کدام درخت بچینم ؟

آنا

هوراااااااااااااااااا ادامه بده

رها

ارزوی عبث؟ اره کار خوبی میکنی تکرار جیز بی فایده بی فایده است